کد خبر: ۶۴۲۳۷ | گروه یادداشت
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۸/۲۲

یادداشت؛بررسی کارکرد سبک زندگی اسلامی

اهمیت سبک زندگی با تأکیدات رهبری در این باره باعث شد تا متفکران و اندیشمندان به سبک زندگی توجه ویژه کنند و از دیدگاه‌های مختلف به بررسی آن بپردازند و آن را در حوزه علوم انسانی بیشتر مورد عنایت قرار دهند.

به گزارش راه ساجده، یادداشتی از الهام صباحی، کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، سبک زندگی از جمله واژه‌هایی است که معانی و مفاهیم متعددی دارد. این واژه اگرچه ریشه جامعه‌شناسی و روانشناسی دارد، می‌تواند در دیگر حوزه‌های علوم انسانی نیز به کار رود. در زبان فارسی این کلمه با معانی که مورد نظر است، تا این اواخر کاربردی نداشته است، همچنان که اصل بحث سبک زندگی مربوط به دوران معاصر است.


اهمیت سبک زندگی با تأکیدات رهبری در این باره باعث شد تا متفکران و اندیشمندان به سبک زندگی توجه ویژه کنند و از دیدگاه‌های مختلف به بررسی آن بپردازند و آن را در حوزه علوم انسانی بیشتر مورد عنایت قرار دهند؛

اگرچه در این امر هنوز توفیق چندانی حاصل نشده است؛ زیرا سبک زندگی خود واژه‌ای مبهم است و این ابهام به تحقیقات نیز منتقل‌شده و باعث شده تحقیقات، عینی و ملموس نباشند.


«سبک زندگی» واژه‌ای است که از ترکیب دو واژه «سبک» و «زندگی» با دو بار معنایی متفاوت تشکیل شده است. ممکن است منظور از سبک زندگی موارد زیر باشد:


1. روش خاصی از زندگی یک شخص یا گروه.[1] این تعریف بیشتر توضیح واژه سبک زندگی است.


2. شیوه زندگی یا سبک زیستن که منعکس‌کننده گرایش‌ها و ارزش‌های یک فرد یا گروه است، عادات، نگرش‌ها، سلیقه‌ها، معیارهای اخلاقی، سطح اقتصادی و... که با هم طرز زندگی‌کردن فرد یا گروهی را می‌سازد.[2] این تعریف همان معنای اصطلاحی است که امروزه در ادبیات علوم انسانی و اجتماعی رواج یافته است.

 

 


تعریفی که از سبک زندگی ارائه می‌شود بر حسب نگاهی که به انسان وجود دارد، متفاوت خواهد بود؛ و نوع نگاه به انسان نیز خود در درجه اول منبعث از نوع نگاه و جهانی بینی است که مکتب و آیین مسلط در جامعه ارائه می‌دهد و در درجه دوم، ناشی از شناختی است که خود انسان از کارکردها، ویژگی، شاخص ها، فلسفه (وجودی) و اهداف خویش از مبحث سبک زندگی انتظار دارد.[3]
با این توضیحات مسلم است که دغدغه متفکران ارائه تعریفی منسجم و مشخص از مفهوم سبک زندگی است.


با توجه به اینکه در حوزه‌های مختلف با توجه به جهان بینی خویش، تعریف‌های متعددی از سبک زندگی ارائه کرده‌اند، توافقی تجربی یا نظری بر سر تعریف سبک زندگی وجود ندارد و در بسیاری موارد اصطلاح سبک زندگی به هیچ‌وجه تعریف نشده و در صورت مشخص‌بودن، دامنه‌ای از تعریف‌های متناقض تا جزئی و کم‌مایه را در بر می‌گیرد.


مهدوی‌کنی سبک زندگی را شامل نظام ارتباطی، نظام معیشتی، تفریح و شیوه‌های گذران اوقات فراغت، الگوی خرید و مصرف، توجه به مد، جلوه‌های عینی‌شان و منزلت، استفاده از محصولات تکنولوژیک، نقاط تمرکز علاقه‌مندی در فرهنگ مانند دین، خانواده، میهن، هنر، ورزش و امثال آن می‌داند.[4]


در تعریف‌هایی که از سبک زندگی ارائه شده است، می‌توان به دو نکته اشاره کرد: 1. برخی از تعریف‌ها صرفاً بر مصرف تأکید دارند؛ 2. برخی از تعریف‌ها علاوه بر مصرف بر رفتار نیز تأکید می‌کنند. در این میان تعریفی که مورد توجه ما است، سبک زندگی را نظام‌واره و سیستم خاص زندگی می‌داند که به یک فرد، خانواده یا جامعه با هویت خاص اختصاص دارد. این نظام‌واره، هندسه کل رفتار بیرونی و جوارحی است و افراد، خانواده‌ها و جوامع را از هم متمایز می‌سازد. سبک زندگی را می‌توان مجموعه‌ای کم و بیش جامع و منسجم از عملکردهای روزمره یک فرد دانست که نه فقط نیازهای جدی او را برآورده می‌سازد، بلکه روایت خاصی را که وی برای هویت شخصی خویش برمی‌گزیند، در برابر دیگران مجسم می‌کند.


سبک زندگی کاملاً قابل مشاهده یا قابل استنتاج از مشاهده است. جلوه‌های رفتاری افراد ظهور خارجی شخصیت آنها در محیط زندگی و نشانی از عقاید، باورها، ارزش‌ها و علاقه‌های ما است و ترکیب آنها ترکیب شخصیت فردی و اجتماعی ما را می‌نمایاند. سبک زندگی هر فرد و جامعه‌ای متأثر از نوع باورها (جهانبینی) و ارزش‌های (ایدئولوژی) حاکم بر آن فرد و جامعه است. جهانبینی مادی و ارزش‌های لذت‌گرایانه و سودمحورانه طبیعتاً سبک زندگی خاصی را پدید می‌آورند؛ همان‌طور که جهانبینی الهی و ارزش‌های کمال‌گرایانه و سعادت‌محورانه، سبک خاصی از زندگی را شکل می‌دهند. به تعبیری سبک زندگی هر کسی متأثر از اهداف یا هدف غایی او است.[5]
تعریف ارائه‌شده با توجه به اینکه کامل و جامع است و تمام ابعاد زندگی انسان را در بر می‌گیرد، مورد توجه است و می‌تواند منظور از سبک زندگی را واضح‌تر نمایان سازد.

 


کارکردهای سبک زندگی:


1.       فهم زندگی

سبک زندگی راهنمای نقشه زندگی است که به فهم و درک آن کمک می کند تا با فکر کردن به زندگی و مخلوقات با آن تعامل برقرار کند و به احساس برسد نه تنها در مورد خود به جستجو بپردازد بلکه راجع به چیستی زندگی و دیگر افراد اطراف خود نیز به کاووش بپردازد ودر مورد  نحوه ارتباط برقرار کردن با دیگران، خود، طبیعت و همه هستی و خدا  را مورد جستجو قرار داده تا معنایی دست یابد و به فهم زندگی برسد اینکه با خدای خود چگونه ارتباط داشته باشد و روابطش با دیگران در چه حدی باشد و به چه شکل و شیوه ای عمل کند. سبک زندگی فرد می‌تواند فهم دقیق‌تر از زندگی را برای فرد بازگشاید تا او به شناخت بهتری برسد. اگر شخص فهمی ازسبک زندگی خاص خود را نداشته باشد، امکان درک و تفسیر و ارتباط با اطراف را نخواهد داشت. شناخت سبک زندگی، فهم درستی از نوع زندگی به ما خواهد داد که ریشه در افکار و نگرش‌های ما دارد.


2. امکان پیش‌بینی
سبک زندگی به ما امکان پیش‌بینی می‌دهد. بدون سبک زندگی ما مجبور خواهیم بود لحظه به لحظه مطالب را باز آموزی کنیم، شکست ها و خطاهای گذشته را دوباره تجربه کنیم. اما با داشتن یک نقشه و طرح می توانیم آن را برای آینده بازسازی و آماده نماییم. این طرح (سبک زندگی) همواره به طور خودآگاه یا ناخودآگاه پیش روی ما گسترده است. این امکان پیش‌بینی از سبک زندگی در عمق وجود ما حضور دارد. این‌گونه نیست که آن را فراموش کنیم یا در مواقع هیجان‌های شدید آن را از دست بدهیم یا...؛ بنابراین این نقشه همواره امکان پیش‌بینی خودمان را به ما می‌دهد؛ برای مثال نگرش من به زندگی، امکان این پیش‌بینی را به من می‌دهد که اگر به جنگ ناخواسته‌ای گرفتار شدم، چگونه رفتار خواهم کرد.


3. امکان کنترل
سبک زندگی به ما امکان کنترل می‌دهد. اگرچه از دیدگاه وجودی، هیچ کس نمی‌تواند زندگی را کنترل کند؛ اما در سطح کارکردگرایی تا حدی می‌توانیم کنترل‌هایی داشته باشیم. می توانیم به آن چه می خواهیم برسیم، از آن چه که ممکن است برای ما اتفاق بیفتد جلوگیری کنیم. موقعیتی را فراهم سازیم که به مسیر مورد نظر خودمان برسیم. بدون شک تفاوت بسیار است میان زمانی که ما نقشه شناختی از خودمان داریم، با زمانی که این‌چنین نیست. به همین ترتیب، هر قدر سبک زندگی خود را بشناسیم و بر آن مسلط باشیم، بهتر می‌توانیم زندگی خود را مدیریت کنیم. همچنین در کنار شناخت سبک زندگی خود، شناخت سبک زندگی اطرافیان و دیگران نیز می‌تواند ما را برای کنترل بیشتر بر اوضاع و سبک زندگی خویش تواناتر کند؛ چرا که انسان موجودی اجتماعی است و گاهی از سبک زندگی دیگران تأثیر می‌پذیرد و بر آنها تأثیر می‌گذارد.[6]

با توجه به این توضیحات شناخت سبک زندگی و رسیدن به تعریف جامع یکی از مهمترین مسائل در حوزه های مختلف علوم انسانی است اگر چه بیشتر تعاریف ظاهر و پوسته سبک زندگی ر ا در نظر گرفته اند اما مسلم است با پذیرفتن اصل تاثیر ظاهر بر باطن و بالعکس، به راحتی می توان از ظاهر سطحی به باطن که همانا جهان بینی است رسید و آن را مورد تغییر قرار داد. در تعریفی که مورد پذیرش قرار گرفت هر دو لایه ظاهر و باطن مورد توجه واقع شد. همچنین روشن گردید با توجه به ویژگی های سبک زندگی در کنترل و فهم و پیش بینی زندگی، برای اصلاح یا ساخت یک سبک زندگی با توجه به جهان بینی فرد، باید اقدام گردد؛ یعنی شخص با پذیرفتن تعریف مورد قبول خویش از سبک زندگی با توجه به معنای پذیرفته نقشه زندگی‌اش را طراحی کند تا با شناختی بهتر و بیشتر به صورت کاربردی و عملی بتواند با فهم از عهده پیش‌بینی و کنترل زندگی خویش برآید و آن را مورد تغییر و بازسازی قرار دهد.
________________________________________
پی‌نوشت:
[1]. Oxford Advanced Learner’s Dic ,( 1987)
 
 [2]. The random Hous  Dic of the  English language (1987).
 
[3]. ولی زاده، جواد، «ضرورت ارائه تعریف بومی (اسلامی ـ ایرانی) از سبک زندگی»، فصلنامه علمی ـ تخصصی شورای عالی انقلاب فرهنگی، س 8، ش 75، 1392، ص 3056.
 [4]. مهدوی کنی، محمد سعید، «مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی»، تحقیقات فرهنگی ایران، پیاپی 1، 1387، ص 199230.
[5]. شریفی، احمد حسین، همیشه بهار، تهران: انتشارات نهاد رهبری، 1391، ص 33.
 
[6]. کاویانی، محمد، سبک زندگی اسلامی و ابزار سنجش آن، ص 66.

 

انتهای خبر/ رحمانی



برچسب ها:


نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*:  
© تمامی حقوق متعلق به پایگاه خبری راه ساجده می باشد. استفاده از اخبار با ذکر منبع بلا مانع است.