کد خبر: ۶۴۴۱۸ | گروه هنری
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۹/۰۴

گفتگو با بانوی گرافیست و تصویرساز بجنوردی و رتبه ی برتر جشنواره ی جوان خوارزمی

عطیه ضیغمی، گرافیست وتصویر ساز، هنر آموز رشته های هنری استان خراسان شمالی و رتبه ی برتر جشنواره ی جوان خوارزمی است.
گفتگو با بانوی گرافیست و تصویرساز بجنوردی و رتبه ی برتر جشنواره ی جوان خوارزمی

عطیه ضیغمی متولد مهرماه 1366شهر بجنورد است. کارشناسی ارشد رشته تصویرگری است وکار حرفه ای خود را از سال 91 آغاز کرده است.ضیغمی یکی از هنرمندان پر کار است که تا کنون هفت جلد کتاب با تصویرسازی های او توسط ناشرینی مانند؛ یساولی، امیرکبیر،منادی تربیت، نسل نو- اندیش، المهدی لبنان وسازمان چاپ و نشر کتب درسی ایران) کتاب فارسی پنجم دبستان( ،حوزه هنری، سازمان زیباسازی اصفهان و دانشکده ادبیات کرمان منتشرشده است. عطیه با پایبندی به نگاه و اصول هنر ایرانی سعی کرده جهانی فکر کند و  همکاری با آژانس هنری Advocate Art انگلستان ، موسسه D irector houseآلمان و AVA Foundation استرالیا همه درچند سال اخیر نتیجه ی این نگاه نا محدود است.

ضیغمی تصویرسازی را فراتر از حوزه کتاب هم تجربه کرده است، طراحی کاور آلبوم موسیقی کودک،طراحی تقویم، طراحی جلد دفتر، طراحی دکور برنامه تلویزیونی شب چراغ، همکاری در "طراحی و اجرای دکور سن جشنواره کشوری مد ولباس "و طراحی لباس در ظرفیت محدود، از جمله این تجربه های متفاوت هستند.

 

 

 

چگونه به عرصه ی هنر و تصویرسازی قدم گذاشتید؟

شاید بتوانم بگویم قبل از اینکه من به این دنیا بیایم هنر به دنیایم وارد شده بود. داستانش برمی گردد به زمانی که مادرم دانشجوی هنر دانشگاه الزهرا بود و حین تحصیل متوجه بارداری اش می شود... من حضور در کارگاه های هنری را به طرز شگفت آوری از دنیای دیگری تجربه کرده ام. در کودکی علاقه داشتم نقاشی را روی هر سطح غیر متعارفی امتحان کنم. بهترین قاب تصویری که داشتم پاهای پدرم بود، بزرگتر که شدم کاغذ را درک کردم و دست از خط خطی کردن دیوار و در یخچال و صورت عروسک هایم برداشتم و اما تصویرگری؛ با این کلمه در هنرستان آشنا شدم. اولین جلسه ای که کتاب مبانی تصویرسازی را خواندم گفتم میخواهم تصویرساز باشم. در مقطع کارشناسی و ارشد هم رشته تصویرسازی را برای تحصیلم انتخاب کردم.

سال ۹۱ بعد از ارائه پایان نامه ام بطور جدی وارد حرفه تصویرسازی شدم تا به امرو راهی را که آغاز کرده ام ادامه می دهم.

آیا به صورت حرفه­ای تصویرسازی می کنید ؟ یعنی توانسته اید با فضای حرفه ای و بازار کاری خود ارتباط ایجاد کنید؟

میزان تعرفه های انجمن و میزان پرداخت های ناشرین جوابگوی نیازهای مالی یک هنرمند نمی تواند باشد. هیچ تسهیلاتی برای اعضای انجمن تصویرگران در نظر گرفته نشده و هیچ کدام از مزیت های شغلی متاسفانه شامل حال یک تصویرگر نمی شود اما با این حال تصویرسازی یک شغل محسوب می شود. برای من هم این یک شغل تمام وقت نمی تواند باشد و شغل های دیگری دارم مثل تدریس.

تصویرگری را بیشتر به عنوان یک علاقه شخصی می بینم و برای همین پیشنهادات کاری ام را با وسواس انتخاب می کنم.

به طور متوسط روزی چند ساعت  تصویر سازی می کنید؟

حقیقتا نمی دانم. چون تصویرسازی برایم یک حرفه روتین نبوده. کاری بوده که با احساسم پیش برده ام، گاهی یک ماه تمام هیچ میل و رغبتی به کار نداشتم و ترجیح دادم زمانم را به نحوی دیگر استفاده کنم. گاهی هم ساعت ها غرق در کار بوده ام و تا جایی ادامه داده ام که اعتراض جسمم، روحم را آرام کرده است.

 چه ویژگی هایی در این حرفه برایت جذاب است وچه چیزهایی شما را دلسرد می کند؟

درک زیبایی، میل به آفرینش و خالق بودن همیشه برایم جذاب بوده است و حقیقتا چیزی نتوانسته تا الان دلسردم کند.

    می شد تشویق بشویم، حمایت بشویم و تصویرسازی را جدی تر، حرفه ای تر و با دغدغه کمتر ادامه بدهیم اما نسل من یاد گرفته مستقل باشد. این محدودیت ها مارا خود ساخته کرده وهیچ وقت دلسرد نشدیم .

چقدر فضای دانشگاه بر جریان کاری امروزت موثر بوده است؟ ازحضور استادان برجسته در زندگی خود بگویید؟

   بسیار تاثیر داشته. من همیشه وام دار و مدیون استادانی هستم.که مرا آموزش دادند. محیط دانشگاه مثل یک چالش خوب و ضروری است. ما نیاز داریم نقدهایی درست و بی غرض بگیریم و برای بهتر شدن تلاش کنیم. مدرک دانشگاهی صرفا یک تکه کاغذ است و من کسی را برای گرفتن آن تشویق نمی کنم، کما اینکه هنرمندان مکتب ندیده زیادی بودند و هستند که آثار تحسین شده ای خلق کردند. اما برای من دانشگاه فضایی بود که باعث شد خودم را بیشتر بشناسم خوشبختانه در مسیر زندگی ام از حضور بزرگان تصویرگری ایران چون استاد علیرضا گلدوزیان، پژمان رحیمی زاده, دکتر محمد فدوی آقای حافط میرافتابی ودکتر محمد ریاضی بهره جسته ام.

برای ارتقا در این حرفه چگونه برنامه ریزی می کنید؟

می خوانم، می بینم و گوش می دهم.

معیاری برای ارزیابی خودتان دارید؟

بله. همیشه اصلی ترین منتقد آثارم، خودم بودم. ولی فارغ از بحث تکنیک و اجرا که ظاهر اثر به حساب می آید و بیشتر قضاوت ها به همان ظاهر بر می گردد، درونمایه اثر برایم ارزشمند بوده و هر زمان احساس کنم کارم از عنصر معنا خالی شده آن تصویر برایم دور ریختنی  می شود.

نظرشمادر مورد دیدگاه ها و برچسب تقلید که در جامعه تصویرگری این روزهای ایران فراوان دیده می شود، چیست؟

من از هنرمندان زیادی تاثیر گرفته ام اگر بخواهم نام ببرم شاید چند صفحه بشود. از کودکی با کتاب های هنری بزرگ شده ام و دیدن و مشق نظری همیشه یکی از لذت بخش ترین تفریحاتم بوده است. من روح حریصی دارم هر چیزی را که دوست دارد می بلعد. یادم است بقدری شیفته آثار گوستاو دورر بودم که بواسطه تصویرسازی های او ترغیب شدم کتاب کمدی الهی دانته را بخوانم.

فیلم Mirror mask وسوسه ام کرد با آثار دیو مک کین آشنا بشوم و در پایان نامه ام در مورد سبکش بنویسم. شعر، گاهی منبع الهام من بوده. اثرم با عنوان )پروانه ها در پیله دنیا را نمی فهمند( تاثیر زیادی از شعرمینی­مال امروزی گرفته، خیلی وقت ها از فضای فیلم الهام می گیرم.

دشت گریان، تئو آنجلوپولوس محرک من برای خلق تصویر )ناشناخته( بود. سینمای شاعرانه روسیه بخصوص آثار زویاگنیتسف روی کادربندی های من و انتخاب رنگ کمکم کرده و واقعا از حوصله بحث خارج است اگر بخواهم تمام منابع الهامم را نام ببرم. گابریل پاچکو تصویرساز بزرگی است و جز هنرمندهای محبوب من هم هست. قبل از سفرش به ایران از طریق اینترنت بااو در تماس بودم کارهایم را برایش ارسال می کردم و او سخاوتمندانه می دید و نظر می داد. من از پاچکو خیلی یاد گرفتم، فضای ذهنی او به روحیه من نزدیک است. گاهی از شاعرانگی فضای گابریل هم الهام می گیرم و این خیلی با کپی برداری های رایج متفاوت است. همه هنرمندان چندین منبع الهام داشته اند وهیچ وقت بابتش سرزنش نشدند. اما صحبت هایی که می شنوم، نقدهای غیر منصفانه ای هستند که از نا آگاهی و بی دانشی می آیند. حاضرم این فرصت را به هر کسی که معتقد است بدهم. متاسفانه گاهی ما راحت برچسب می زنیم چون نادیده گرفتن توانایی یک فرد و بی ارزش کردن کارش از تشویق کردن او لذت بخش تر است.

سبک شخصی  شما چطور شکل گرفت؟

سبکم از اندیشه و پندارهایم تغذیه می شود.من افکار شرقی دارم و بسیار به آن وفادارم. شاید وقتی کتاب فلسفی می­خوانم جغرافیای شرق وغرب برام بی معنی است. بی غرض می خوانم اما می بینم ذهنم به قهقرای یاس ناامیدی کشیده می شود و آنجاست که با یک شعر مولانا دوباره زنده می شوم: مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد .

حتی درفضای تراژدیک بعضی از کارهایم آرامش و وقار را در پرسوناژها می شود دید.

چگونه عناصر شرقی ، وارد سبک شما شد؟

اغلب عادت کردیم سریع از یک عنصر دم دستی الهام بگیریم. مثل یک بته جقه را روی لباس کاراکتر ترسیم کنیم ومدعی شویم شرقی نگاری کرده ایم. این راه اشتباه است. من نمادهای شرقی را ابدا به این حالت استفاده نمی کنم.

کارم لایه های  پنهان نماد گرایانه دارد. در مورد هنر، ادبیات و فلسفه شرق اندکی مطالعه کرده ام و ویژگی هایی را به سبکم اضافه کرده ام. مثلاگیاه عشقه را با توجه به معنایش در ادبیات،استعاره وار استفاده می کنم. عشقه گیاه نازک وظریفی است که به دور درختان می پیچد، جوهره درون آن را شکنجه وار می کشد و از درخت تغذیه می کند تا درخت را از ریشه بخشکاند. عشقه درفلسفه شرق ریشه کلمه عشق است. این گیاه در تصاویرم مانند ریشه هایی شکنجه گر که رقصان پیچیده شده اند و حس دردی لذت بخش را تداعی می کنند، به کار رفته است.

از تجربه ی تدریس و روش های آموزشی خودتانبیشتر بگویید.

هشت سالی هست که در دانشگاه و هنرستان ها تدریس می کنم و به نظرم تنها حسن تدریس این است که برای گریز از تکرار مدام سعی می کنی به آموخته های خودت اضافه کنی. در کلاس درسم تلفیقی از هنرهای مختلف را در کنار هم آموزش می­دهم. مثال مبانی رنگ را با روانشناسی فیلم وعکس همزمان جلو می برم یا کارگاه تصویرسازی را بهانه ای می کنم برای کتابخوانی.

سعی می کنم کلاسم را جذاب اداره کنم چون احساس تعهد می کنم و باید بتوانم روی عواطف، احساسات و هوش شاگردانم تاثیر بگذارم.

برای زندگی و حرفه تان پیرو فلسفه خاصی هم هستید؟

انسان بودن فلسفه اصلی زندگی من است. درس هایی که از سعدی حافط و مولانا آموختم و فرهنگ شرقی که در ژاپن در وصف طبیعت آموزه هایی برای من داشته مثل واکاوی های شخصی بوده که کمکم کرده و دید روانشناختی گاهی بر هنر من تاثیر گذار بوده است.

درباره جشنواره خوارزمی ­وکسب مقامت در این جشنواره توضیح دهید؟

جشنواره خوارزمی مهمترین رویداد حال حاضر ایران در بحث استعدادیابی است.من نیز اشتیاق زیادی داشتم تا بتوانم فضای این جشنواره را درک کنم. دوست داشتم در کنار کارهای هنری ام فرصتی بدست بیاورم تا بیانیه شخصی خودم را هم ارایه دهم چون معتقدم دانش و هنر باید در تعامل با یکدیگر حرکت کنند. جشنواره خوارزمی فرصت خوبی برای نمایش استیتمنت کارم بود.در طرحی که ارائه شد سعی کردم تلفیق هارمونیکی از نگاه مدرن و پسا مدرن را ایجاد کنم.

تحقیقاتم را بر پایه تطبیق خواسته های جهان معاصر از هنر فولکلور و سنتی گذاشتم که در یکی از شعارهای سازمان جهانی یونسکونگاشته شده:" بومی نگاه کن اما جهانی عمل کن " پروژه من برگرفته ازهمین شعار بود. آموزه های شرقی و اصیل نگارینه ها فرهنگ مکتوب و اصالت اشعار فارسی را تحلیل و در حالت کاربردی با تصویرسازی مدرن که مخاطب جهانی دارد ترکیب کنم. پروژه ام مقام دوم نوآوری را در جشنواره خوارزمی بدست آورد.

تقدیرجایزه تصویرگر جوان آلمان و عضویت در آژانس های هنری بین المللی چگونه برایت رقم خورد ؟

من ناخودآگاه دراین مسیر قرار گرفتم و این موقیعت ها را بدست آوردم. همکاریم با آژانس هنری Advocateart انگلستان با ارسال درخواست عضویتم و تایید از طرف آنها ممکن شد. بعد از آن سفارشها به سراغم آمدند. بحث جشنواره ها متفاوت است،خودم خیلی مایلم در جریان رویداد های روز دنیا باشم فستیوال YIA را سال اول بعد از پایان مراسم برگزیدگان آن متوجه شدم و دوره بعد، توانستم به موقع شرکت کنم .خوشبختانه کارم منتخب شد و من به عنوان نامزد جشنواره به آلمان دعوت شدم. اتفاقی که هیجانم را بیشتر کرد ایمیلی بود حاوی این مطلب که به واسطه حضور من کشور ایران را مهمان افتخاری آن دوره اعلام کردند. وقتی به برلین سفر کردم مورد استقبال و لطف رایزنی فرهنگی ایران هم قرار گرفتم. یکی دیگر از دست آوردهای آن سفر پیشنهادی از موسسه هنری Directorhouse برایم بود.

در چه نمایشگاه­هایی شرکت کرده ایدـ .

 در چندین نمایشگاه گروهی در کشورهای ؛دانمارک ،آلمان ،آذربایجان، ترکیه و ایران شرکت کرده ام. بصورت انفرادی دو نمایشگاه در ایران داشتم واولین نمایشگاه انفرادی خودم را در اروپا دی ماه سال جاری  برگزار خواهم کرد.

فکرمی ­کنید تصویرسازی در کشور ما باچه کمبودی روبه رو است؟

ارزش، اعتبار، قدردانی، حمایت و خیلی کمبودهای دیگر. شاید اگر فضای عادلانه ای در اقتصاد تصویرگری وجود داشت به نقد دانش تصویرگری، فهم و اجرا می رسیدیم.

 ولی در فضای حاکم از تصویرگر انتظار خارق العاده نمی توان داشت. مسلما این فضا به رشد هنر ما لطمه می زند و اگر هم می بینید تصویرسازی موفق عمل می کند مطمئن باشید خارج از سیستم و بطور شخصی مسیرها کشف می شوند.

عطیه ضیغمی در آینده ی ایران و یا جهان چگونه می بینید؟

بین رویا و زندگی در ذهن من چندان تفاوتی وجود ندارد. وقتی اجازه بدهی افکارت به هر سمتی پرواز کنند نمی توانی با هیچ منطقی آرامشان کنی. ده سال آینده یک عدد ریاضی است که هیچ تصور واقعی از آن ندارم ولی رویاهای زیادی برایش دارم. یکبار به یکی از دوستانم گفتم بزرگترین آرزوی هنری من این است که بعد از مرگم هم زنده باشم، فکر کنم خیام با همین دغدغه گفت: از آمدن و رفتن ما سودی کو...

من هم آرزو دارم در هنر مانا باشم چه بعد از ده سال یا بعد از صدهاسال.

چه چیزی شما را به سمت هنر به ویژه هنر تصویرسازی  می­کشاند؟

علاقه شخصی خودم به خلق خیال های تصویری در زمان کودکی درون من شکل گرفت زمانی که با کتاب شازده کوچولوی انتوان دوسنت اگزوپری و پرنده کوچک خوشبختی موریس مترلینگ فضای سورال را با چشمان بسته در ذهنم تبدیل به تجربه  تصویری کردم،متوجه شدم تصویرسازی را دوست د ارم و آن راجدی تر دنبال کردم  .

در چه زمینه های هنری دیگری مهارت تخصصی کسب کرده اید؟

تصویرگری مهارت اصلی من هست ولی تجربیاتی در زمینه چاپ مینیاتور و گرافیک دیزاین هم در رزومه خودم دارم و دو سال اخیر به سمت ویژوال ارت متمایل شدم و ممکنه در آینده جدی تر در این زمینه فعالیت کنم .

شما کدام بخش از فعالیت حرفه ای خود را پررنگ تر می­بینید؟

مدتی مدیر هنری بودم و الان که مشاور هنری هستم فعالیت پررنگ تری دارم و راحت تر می­توانم ایده هایم را عملی کنم

چه عاملی بزرگترین تاثیر را بر کار شما داشته است ؟

تدریس هنر و تصویرگری، مشاغل جدی من هستند که همیشه تلاش کردم مابینشان تعادل را برقرار کنم و مسلما هم تاثیر خود را داشته اند تدریس به ذهنیتم نطم داده و تصویرگری کمک کرده معلم خلاقی باشم

چه چیزی شما را به سمت هنر سوق می­دهد؟

یک حس درونی که هیچ تسلطی برآن ندارم و ناخوداگاه من را تحت کنترل خودش قرار می­دهد.

به نظر شما مشکل آموزش هنر در مدارس ایران چیست؟

کتاب های درسی اولین وبزرگترین معضل دانش آموزان هستند و سیستم آموزشی ناصحیح و نا کارامد که معلم را در کلاس محدود به چهارچوب های غلط می­کند.

پیشنهادی برای بهبود روند آموزش دارید؟

با توجه به تجربه اندکم و دانش محدودم نمی­توانم پیشنهاد صد درصد صحیحی داشته باشم .اما گاهی ایده ای به ذهنم میرسدکه در کلاس خودم نتیجه بخش بوده و اگر حمایتی باشدممکن است در سطح وسیع عملی بشود.

 

آخرین بار چه زمانی تحت تاثیر یک اثر هنری قرار گرفتید؟

آخرین اثری که مرا برای چند لحظه محو تماشای خودش کرد اثر عشای ربانی میله بود. یک جنون خاصی در حالت چهره ها ذهنم را درگیر کرد کار بسیار عجیبی هست به اعتقاد من .

برنامه های آینده ی شما چیست؟ برنامه آتی من فعالیت های بینا  فرهنگی هست که خیلی مایلم پروژه هایم را عملی کنم یاد بگیرم و یاد بدهم و بتوانم تاثیرگذار باشم .

نکته ای هست که بخواهید به طراحان و همکاران هنرآموز توصیه کنید؟

 هنر در ذات همه انسان ها وجود دارد انسانها میل به زیبایی و کمال را در قریحه خود حس می­کنند دانش آموزان رشته هنر نیازمند کشف خویشتن خویش هستند چون درک از خود ،بزرگترین قدم در رشد شخصیتی آنهاست ومعلم  هنر این وظیفه را دارد که استعداد بچه ها را در مسیر درست هدایت کند. من بارها باخودم تکرار کرده ام که نقش یک معلم بیشتر از خانواده گاهی حتی بیشتر هم می­تواند باشد و چه لذتی بالاتر از این که اثر مثبتی بر جهان بگذارد..

 

  • جوایز و دستاوردهای هنری
  • نامزد جشنواره بین المللی Young
  • 2015 illustration Award آلمان
  • برگزیده دوم گرایش نوآوری هجدهمین جشنواره جوان خوارزمی
  • رتبه اول طراحی مدولباس اس ال می جشنواره بین المللی فجر
  • رتبه دوم تصویرگری پنجمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر
  • رتبه سوم تصویرسازی نوزدهمین جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی جوانان
  • رتبه سوم بینال تصویرگری نیایش منتخب نمایشگاه بین المللی افسانه های ملل
  • تقدیر شده در بخش طراحی کاراکتر جشنواره بین المللی رسانه های دیجیتال
  • تقدیرشده در مجموعه مسابقات تخصصی مهارت های فناورددانشگاه شریف
  • تقدیرشده در چهارمین و هشتمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر
  • آثار چاپ شده
  • شش داستان از مجموعه داستانهای افسانه ای "برادران گریم" برای آژانس هنری" Advocate art" که در کشور انگلستان چاپ شده است.
  • کتاب "پهلوان گودرز و دیو فراموشی" و"ماه بانو وملک ابراهیم" در انتشارات منادی تربیت،
  • کتاب "بفرما توی سایه" برای نشر امیرکبیر
  • "سالنامه سال 90"  برای انتشارات یساولی
  • طرح جلد کتاب "مهر وماه "در حوزه هنری
  • داستان "کوهستان "در نشر کتاب های درسی سال پنجم ابتدایی
  • و طرح جلد مجله "المهدی لبنان" آثار چاپ شده او هستند
  • کتاب" گل و بلبل" نشر یساولی ،
  • "مراقب دوست م باش" انتشارات کیمیا ،
  • داستان "ما کی هستیم" در بنیاد آوای استرالیا هم پروژه های  است که در دست چاپ می باشد.
  •  


برچسب ها:


نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*:  
© تمامی حقوق متعلق به پایگاه خبری راه ساجده می باشد. استفاده از اخبار با ذکر منبع بلا مانع است.