کد خبر: ۷۰۹۱۵ | گروه سیاسی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۳/۰۶
حسین حسینی نژاد

گلادیاتورها برای چه می جنگند؟

ساده انگارانه است که فکر کنیم برجام چسب محکمی است که می تواند ایران را به اروپا متصل نماید و گلادیاتور اروپایی را به نفع ایران مصادره نماید، زیرا در این نبرد آن چیزی که برای گلادیاتورها اهمیت دارد «احقاق حق ایران» نیست، بلکه اثبات برتری در روش «سلب حق ایران» است.
گلادیاتورها برای چه می جنگند؟ ,

اختلافی که این روزها میان آمریکا و اروپا در موضوع برجام دیده می شود، اساساً به خروج آمریکا از یک توافق بین المللی، برقراری دوباره تحریم‌ها، بود و نبود‌ برنامه موشکی ایران و حتی مقابله با برنامه هسته‌ای ایران برنمی‌گردد؛ زیرا اختلاف این دو بازیگر بیشتر در مورد چگونگی برخورد با ایران است تا در مورد چرایی آن.

در واقع هیچ کدام از طرفین در موضوع محدودسازی همه جانبه ایران با یکدیگر اختلاف مبنایی ندارند. اختلافات غالباً شکلی و ناشی از مدل برخورد با ایران است؛ بدین صورت که، همانگونه که رابرت کیگن می گوید: آمریکا از منطق هابز که تنها راه ممانعت از درگیری را حاکمیت قدرت برتر و مسلط می داند، تبعیت می کند. بنابر این مدل های سخت افزاری را دنبال می کند.

اما با اینکه نمی توان قبول کرد که اروپا به دنبال موضوعات نظامی نیست، اما با کمی اغماض می توان گفت نگرش اروپا با توجه به تجربه دو جنگ جهانی، بیشتر نگاهی کانتی است. بنابر این برای حل مشکلات کمتر متکی به قوه قهریه و مبتنی بر گفتگو و راه حل های دیپلماتیک است.

با ذکر مفروضات بالا، باید پرسید خواستگاه واقعی اختلاف ظاهری پدید آمده میان آمریکا و اروپا در کجاست؟

علت اصلی مخالفت اروپا با آمریکا برخواسته از قدرت بیش از حد آمریکا و به عبارت دیگر هژمونی این کشور است. مسأله هژمونی از اواخر قرن نوزدهم که آمریکا تبدیل به قدرت بزرگ شد، مشکل اساسی بین کشورهای دو سوی آتلانتیک است. از منظر نظریه "ثبات هژمونیک «Hegemonic Stability Theory» نظم بین المللی زمانی حفظ می شود که کشور «سلطه گر» بتواند با قدرت فوق العاده، اراده خود را بر سایر کشورها تحمیل کند. بر همین اساس آمریکا تلاش کرده است که همواره در رأس هرم قدرت قرار گیرد و اجازه ندهد هیچ کشور ثالثی در مقابل آمریکا قد علم کند. اروپایی ها نیز از این قاعده مستثنا نبوده اند و آمریکا سعی کرده است به اروپایی ها بفهماند که در موقعیت برتر قرار دارد و هیچ گاه اجازه نداده است که کشورهای اروپایی چه به صورت فردی یا دسته جمعی (اتحادیه اروپا) در قالب یک قدرت منسجم و به تهدیدی علیه واشنگتن تبدیل شوند. در مقابل، اروپا نیز مراقب رفتار آمریکا بوده است و با اینکه دریافته که با حاکمیتی یک جانبه گرا مواجه است، اما تلاش می کند در صحنه های گوناگون یک نیروی مقابله ای در برابر این هژمون ایجاد کند و به او بفهماند که «قرن آمریکا American Century» مدت هاست که تمام شده است.

اینک صحنه برجام به یکی از میدان های هماوردی میان گلادیاتورها تبدیل شده است، تا توانایی خود را در چالش کشیدن رقیب به دیگری نشان دهد. البته با همه این تفاسیر ساده انگارانه است که فکر کنیم برجام چسب محکمی است که می تواند ایران را به اروپا متصل نماید و گلادیاتور اروپایی را به نفع ایران مصادره نماید، زیرا در این نبرد آن چیزی که برای گلادیاتورها اهمیت دارد «احقاق حق ایران» نیست، بلکه اثبات برتری در روش «سلب حق ایران» است. چیزی که هر کدام از طرفین که پیروز نبرد شوند کمکی به صاحب حق (ایران) نخواهد کرد.

پایگاه بصیرت

انتهای متن/



برچسب ها:


نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*:  
© تمامی حقوق متعلق به پایگاه خبری راه ساجده می باشد. استفاده از اخبار با ذکر منبع بلا مانع است.