کد خبر: ۷۴۷۰۶ | گروه سیاسی
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۴/۲۸
مصطفی اسلامی

ظهور یک نیروی بزرگ منطقه ای در پس جنگ سی و سه روزه

جنگ سی و سه روزه از این حیث که دارای ویژگی هایی تعیین کننده برای معادلات منطقه ای و در رابطه بین لبنان – اسرائیل از یک سو و حزب الله لبنان از دیگر سو داشته است، می تواند به عنوان یک رویداد مهم و به عنوان نقطه عطفی در روابط بین دو طرف در نظر گرفته شود.
ظهور یک نیروی بزرگ منطقه ای در پس جنگ سی و سه روزه,

جنگ سی و سه روزه دارای ابعادی است که هر چه از تاریخ آن می گذرد، بیشتر می توان به ابعاد آن پی برد. این جنگ از این حیث که دارای ویژگی هایی تعیین کننده برای معادلات منطقه ای و در رابطه بین لبنان – اسرائیل از یک سو و حزب الله لبنان از دیگر سو داشته است، می تواند به عنوان یک رویداد مهم و به عنوان نقطه عطفی در روابط بین دو طرف در نظر گرفته شود.

پیش زمینه جنگ، نبرد سال 2000

از نبرد سال 2000 بین حزب الله و صهیونیست ها می توان به عنوان نقطه شروع جنگ سی و سه روزه یاد کرد. در این نبرد، حزب الله موفق شد صهیونیست ها را از جنوب خارج کرده و تمرکز خود را بر روی لبنان قرار دهد. از جنگ 2000 به بعد بود که صهیونیست ها به حزب الله به عنوان نیرویی تعیین کننده در معادلات لبنان نگریستند. از همین سال بود که صهیونیست ها به همراه شرکای خود در عرصه منطقه ای و بین المللی به این نتیجه رسیدند که بایستی در مواجهه با حزب الله رویکردی حذفی را پیش روی قرار دهند، در عیر این صورت این حزب تبدیل به یک نیروی تاثیر گذار در آینده تحولات لبنان و منطقه می شوند. دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی صهیونیست ها با رصد اخبار و تحولات میدانی در لبنان به این نتیجه رسیدند که لبنان در حال شکل گرفتن بر اساس آرایشی جدید است که بدون حضور نیروهای جنوب و حزب الله قابل تصویر نیست.

طرف هایی که در جنگ سی و سه روزه ذی نفع بودند

به دلیل اتفاقاتی که در سال 2000 افتاد، کم کم آرایش نیروها و بازیگران دولتی منطقه ای به این سمت حرکت کرد که حزب الله را از صحنه معادلات حذف کنند. عربستان، امارات، اردن، مصر، فرانسه، انگلیس و آمریکا از مهمترین قدرت هایی بودند که به دنبال این بودند تا تکلیف حزب الله را در لبنان مشخص کنند. در این بین برخی از نیروهای داخل لبنان شبیه به 14 مارس نیز به دنبال از صحنه بیرون کردن حزب الله بودند. به این صورت بود اسرائیل نبرد سی و سه روزه موسوم به «نبرد تموز» به عنوان نضه کلان خود علیه حزب الله به راه انداخت.

وعده سید حسن نصر الله برای آزادی سمیر قنطار

نزدیک به 5 ماه قبل از شروع این جنگ سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در پاسخ به واکنش گستاخانه مقامات اسرائیلی به درخواست آزادی اسرای باقی مانده لبنانی -برمبنای توافق دو جانبه که دو سال قبل از آن با پادرمیانی آلمان به امضاء رسیده بود- اعلام کرد که «ما به زودی سمیر قنطار- اسیر دروزی لبنان که از سال 1360 تاکنون در زندانهای صهیونیست هاست- را در بیروت دیدار خواهیم کرد. تقریبا همه کسانی که شناختی از سیدحسن نصرالله داشتند، می دانستند که باید منتظر اقدامی از سوی حزب الله علیه اسرائیل باشند. بر همین اساس عملیات چریکهای حزب الله در نوار مرزی به انهدام سه دستگاه تانک و نفربر اسرائیلی، کشته شدن 12 نفر از نظامیان صهیونیست و اسارت سه تن انجامید که البته یکی از آنان در بین راه فرار کرد.

طرح «نقشه جامع» صهیونیست ها برای آغاز جنگ

نقشه جامع اسرائیلی ها برای لبنان این بود که برای از بین بردن نفوذ حزب الله به صورت کامل، بایستی با یک عملیات هوایی، دریایی و زمینی یک بار برای همیشه کار حزب الله لبنان را تمام کرده و لبنان را از این حزب پاک سازی کند. بر همین اساس صهیونیست ها تصور می کردند که می توانند با طرح های عملیاتی و اطلاعاتی که در دست دارند، با شناسایی رهبری حزب الله در همان گام های اولیه و روزهای نخست حمله، کار حزب الله و دبیر کل آن را تمام کنند. اسرائیلی ها که براساس «نقشه جامع» قرار بود اواخر سپتامبر 2006 (اوایل مهر 1385) عملیات هوایی، دریایی و زمینی خود را علیه حزب الله آغاز نمایند ناچار به واکنش شدند و این موضوع سبب شد که- به گفته حسنین هیکل روزنامه نگار سرشناس مصری جهان عرب- بخشی از برنامه نیروهای مختلف با آشفتگی مواجه شود. رژیم صهیونیستی سه ساعت پس از آنکه عملیات مرزی حزب الله در جوار عیتاالشعب به اجرا گذاشته شد، با شدت تمام وارد عمل شد و بمباران بی سابقه لبنان را عملی کرد.

ناکامی در ایده اولیه

صهیونیست ها از عملیاتی کردن ایده اولیه خود مبنی بر از بین بردن مواضع حیاتی حزب الله در همان روز اول، ناکام ماندند، حزب الله توانسته بود در روز چهارم نبردی که اسرائیل تصور می کرد در روز اول آن صحنه را عوض خواهد کرد، ناوچه اسرائیلی ساعر 5 این رژیم را غرق کند. این اتفاق سبب شد تا اسرائیل به این نتیجه برسد که با استفاده از نیروی هوایی صرف نمی تواند صحنه نبرد را به نفع خود تغییر دهد.

برای اسرائیلی که یکی از پیشرفته ترین نیروهای هوایی دنیا را داشت و دائم رسانه های بین المللی این چنین مخابره می کردند که «چهارمین قدرت هوایی دنیا» از آن اسرائیل است، ناتوانی در برابر گروهی که تا پیش از این در هیچ جنگ تعیین کننده ای دخالت نداشت، باور پذیر نبود.

ورود نیروی زمینی اسرائیل به صحنه نبرد

بعد از این اتفاقات و در همان روزهای هفته اول نبرد بود که اسرائیل به این نتیجه رسید که نیروهای زمینی خود که شامل ارتشی 30 هزار نفری بود را وارد صحنه نبرد کند. البته اسرائیلی ها با لشکر کشی به یک روستا به زعم خود توانسته بودند در عرصه میدانی توفقیاتی را به دست آورند، اما طبیعی بود با ورود 30 هزار نفر از یگان های زمینی تصرف یک روستا چندان اقدام قابل توجهی نبود که بتوان بر روی آن مانور داد. اسرائیلی ها در همان هفته اول بنا داشتند که جنگ را خاتمه دهند، اما اصرار آمریکایی ها مبنی بر اینکه این جنگ بایستی برای اسرائیل دستاوردهایی داشته باشد، سبب شد تا آن ها این جنگ را ادامه دهند و نهایتا با تصویب قطعنامه ای به نام 1701 که توسط شورای امنیت سازمان ملل منعقد شد، آمریکا نیز نتیجه جنگ را پذیرفت.

دستاوردهای جنگ سی و سه روزه برای حزب الله

جنگ سی و سه روزه با وجود هزینه هایی که برای لبنان داشت، دستاوردهای مهمی نیز برای این کشور و خصوصا برای نیروهای مقاومت داشت که می توان از ظهور حزب الله به عنوان یکی از برجسته ترین نیروهای منطقه به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای این جنگ اشاره کرد. صهیونیست ها تلاش داشتند تا در همان روزهای ابتدایی موضوع جنوب لبنان را حل کرده و حزب الله را از عرصه سیاسی و نظامی لبنان حذف کنند. اما در رسیدن به این هدف ناکام ماندند و تنها بعد از این نبرد بود که حزب الله به عنوان نیروی گسست ناپذیر از عرصه میدانی لبنان معرفی شد.

حزب الله علاوه بر لبنان به عنوان نیرویی مستحکم در عرصه منطقه ای نیز قلمداد شده است. هیچ توافقی وجود ندارد که مسئله سوریه در آن قرار داشته باشد، اما نسبت به حزب الله لبنان بی تفاوت باشد.

حزب الله خود را تبدیل به نیرویی کرده است که نادیده انگاشتن آن توسط هیچ یک از اطراف در منطقه غرب آسیا ممکن نیست. صهیونیست ها نیز با علم نسبت به این موضوع مراودات و مناسبات خود را با حزب الله ترتیب می دهند.

از دیگر دستاوردهایی که این نبرد برای حزب الله داشت، این بود که بعد از این نبرد، صهیونیست ها در محاسبات خود به هیچ وجه نسبت به صحبت ها و سخنان مقامات و مسئولین مقاومت تردید به خرج ندادند. یکی از مسائل اصلی صهیونیست ها این است که مطمئن هستند تمام تهدیدات و سخنان سید حسن نصر الله جلوه در واقعیت دارد و هیچ یک ادعا نیست. این موضوعی است که چندین بار توسط صهیونیست ها مطرح شده است. همین موضوع سبب شده است که در بیان مواضع خود دچار اشتباه استراتژیک در خصوص ترتیب دادن حمله ای دیگر علیه لبنان نشوند.

رئیس کنفرانس «هرتزلیا»، «عاموس گلعاد» اخیرا در اظهار نظری گفته است «تجربه تاریخی سختی کسب کرده‌ایم. حزب الله را دیدیم که در طول بیش از 30 سال در لبنان قدرت جمع می‌کند و به حدی از توانایی رسیده است که می‌تواند جبهه داخلی اسرائیل، پاشنه آشیل ما از نگاه آن‌ها، را تهدید کند.»

انتهای متن/



برچسب ها:


نظر شما



نام:
ایمیل:  
وب سایت:
نظر*:  
© تمامی حقوق متعلق به پایگاه خبری راه ساجده می باشد. استفاده از اخبار با ذکر منبع بلا مانع است.